امروز اومدم توی وبلاگ دیدم توی قسمت نظرات آقای اصغر سه کله چند تا جوک برامون نوشتن
من هم همه رو کپی کردم و براتون روی وبلاگ قرار دادم امیدوارم که خوشتون بیاد و از من راضی
باشید
شما هم میتونید جوک های خودتون رو برای من در قسمت نظرات بنویسید
این دو جوک رو آقای اصغر سه کله عزیز برامون نوشتن
۱.ترکه میگوزه دو متر پرت میشه هوا
بهش میگن چی شده؟
میگه هیچی بابا تو دنده بود
ــــــــــــــــــــــ
۲.یه بار هم یه ترکه تو امامزاده داشته میشاشیده
برمیدارن ملت یه کتک حسابی بهش میزنن
میگه چرا میزنید.؟
من شاش بند شده بودم
امامزاده شفام داده
ــــــــــــــــــــ
خوب از این دوست عزیز تشکر میکنم و خداحافظ![]()
این وبلاگ برای یه مدتی غیر فعال باقی میمونه بدلیل یه سری مشکلات که توش
به وجود اومده
و من تمام سعی خودم رو میکنم که وبلاگ رو درست کنم
و یه
چیز خوب تحویل شما بدم که حال کنید قبلا من خیلی جوک مینوشتم و هنوز هم دوست دارم
براتون بنویسم ولی چون مشکلات فنی به وجود اومده
مثلا بخاطر تعویض قالب
تمام لینک های کنار وبلاگ از بین رفتن و من دیگه حال درست کردنشون رو ندارم
اگه میخواید این وبلاگ هرچه سریع تر شروع به کار کنه
با نظراتتون من رو یاری بدین
تا منم براتون جوک بنویسم و بازم بتونیم از جوک های زیبا لذت ببریم
خوب دیگه بسه یه جوک کوچولو براتون مینویسم که دست خالی نرید بیرون
یه روز از یه ترکه میپرسن میتونی با توله سگ جمله بسازی میگه بله که میتونم
طول سگ ضرب در عرض سگ مساوی است با مساحت سگ
خوب اینم یه جوک بود که امیدوارم خوشتون اومده باشه منم دیگه زیاد حرف زدم و سرتون رو درد
آوردم به زودی با جوک های خیلی خنده دار میام و همه شما رو خوشحال میکنم
بخونین و حال کنید.
اینا:
يك تركه يه دختررا تو خيابان ميبينه خوشش مياد دختره سواره اتوبوس ميشه
تركه شماره اتوبوس رو برميداره
-------------------
به يه مرد مجرد گفتن چرا زن نميگيري گفت من حرفي ندارم اما بايد
مثل ماه باشه يعني شبها بياد صبحها بره
-----------------
يه پسر دايناسور پدر مادرش ميرن بيرون خونه ميره پيش دوست دخترش ,
ميگه بيا بريم خونمون دختر ناز مي كنه بچه دايناسور ميگه همين كارهارو كردي نسلمون
منقرض شده دیگه
-------------------
- قزوينيه وارد يك جمع ميشه، با همه از دم روبوسي ميكنه به جز يك نفر كه فقط باهاش
دست ميده. يارو شاكي ميشه، ميگه: چرا منو ماچ نكردي؟! قزوينيه ميگه: بالام
تورو گذاشتم بكنم!!!
--------------------------
به قزوينيه ميگن: يك خاطرة خوب تعريف كن، ميگه: بالام جان، بچه بود..
سفيد بود..! ميگن حالا يك خاطرة بد تعريف كن، ميگه: آي بالام جان، بچه بوديم
... سفيد بوديم..!!
-------------------------
تركه رفته بوده خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما خونه دارين؟
تركه ميگه: ايلده خودم كه خونه ندارم... ولي بر و بچهها مكان زياد دارن!!!
--------------------------
بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار..
اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!
---------------------------
لره داشته تو لسآنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه:
سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي!!!
-----------------------------
آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات..
تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر خايهمالي ميكنه، تا
آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ميزده، يهو ارنولد
مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد!!!
-------------------------------
تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه...
اونم به جاش فحش خواهر مادر ميده!!
--------------------------
رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد،
با بر و بچهها رفتيم شمال!!!
----------------------------
تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده،
يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه
يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم
مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!!!
------------------------------
خوب دیگه تمام شد شما کف نکردی من که کف کردم از بس نوشتم
و شما ها نظر ندادین اگه نظر ندین دیگه جوک نمی نویسم
باید نظر بدین و راستی بگین چه جور جوکی براتون بذارم
خداحافظ
امیدوارم که من رو ببخشین چون اکثر جوک ها +۱۸ سال هست
اگه ناراحتتون میکنه لطفا بگین
و اگه می خندین بگین تا جوک های بیشتری بذارم.
یه سری جوک براتون آماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد و بخندید.
به زودی یه صفحه درست می کنم که شما ها بتونین به راحتی به جوک
های مورد علاقتون دسترسی داشته باشین![]()
ایناهاشن:
با عرض معذرت+۱۸ سال![]()
تركه ميره داروخونه ميخواسته كاندوم بخره، روش نميشده.
آخر ك...رش رو درمياره ميگذاره رو پيشخون، ميگه: خانوم قربون محبتت! اينو
واسه ما جلدش كن
------------------
+۱۸
تركه عروسي ميكنه، هفتة بعد
دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!!
دكتره ميپرسه: چند وقته
ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفتهست!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من،
اين كُ..ه مايكروفر
كه نيست![]()
-----------------
شرمنده اینم +۱۸
به تركه ميگن اتوبوس هل دادي
ميگه نه ولي يه دفعه هول شدم
تو اتوبوس دادم![]()
----------------
+۱۸ فکر کنم تکراری باشه ....
قزوينيه رو با ك...ر
لهولورده و درب و داغون ميبرن اورژانس. دكتر شيفت ازش ميپرسه: بابا چه
بلايي سر خودت آوردي؟! قزوينيه با حال زار ميگه: بالام جان، مگه من اون مادر
ق...بهاي كه رو ديوار عكس كان كشيده بود پيدا نكنم![]()
----------------
چه عجب آقا بهنام یه جوک سالم پیدا شد تو این دیکشنری جوک شما!!!!!!!!![]()
به تركه ميگن با آجر جمله بساز
ميگه اهكي فكر كردي من خرم با آجر جمله نميسازن
خونه ميسازن
-------------------
دو تا ترك با يه فارس دعواشون ميشه فارسه
يه كم تركارو ميزنه ودر ميره تركام به دنبالش
يارو فارسه ميره تو يه بيابوني ميبينه تركا الان ميرسن
يه در ميبينه دررو ورميداره پشتش قايم ميشه تركا سر
ميرسن و شروع ميكنن به در زدن و فحش دادن اگه
مردي بيا بيرون خلاصه يارو فارسه هي پشت در
به اينا ميخنديده يه دفعه يكي از تركا ميگه لامصب
ديوارم نداره ازش بريم بالا بگيريم بزنيمش![]()
----------------------
ميدونيد خر يه طبقه به كي ميگن؟؟؟؟؟؟؟؟
به يه ترك تنها
ميدونيد خر دو طبقه به كي ميگن؟؟؟؟؟؟؟؟
به يه ترك كه رو خر سوار شده
ميدونيد خر سه طبقه به كي ميگن؟؟؟؟؟؟؟؟
به يه ترك كه بچه به بغل رو يه خر سوار شده
ميدونيد خر چهار طبقه به كي ميگن؟؟؟؟؟؟؟؟
به يه ترك كه بچه به بغل رو يه خر سوار شده ورو قبر باباش وايستاده![]()
خدایا از ته دل دعا میکنم به این ترکا یه عقلی بده![]()
البته شوخی میکنم ترکا اگه نباشن من باید در این وبلاگ رو تخته کنم![]()
-------------------------------
يارو تركه يه پيت گذاشته بود جلوش و هي بهش
نگاه ميكرد يكي ميرسه ميپرسه فلاني چرا داري
به اين پيت نيگاه ميكني ميگه ميخوام ببينم اينقده
ميگن پيتزا پيت چه جوري ميزاد![]()
--------------------------------
يه يارو ميرسه به رفيقش ميگه با گوهر جمله بساز
ميگه تو گو هر دفعه به ما ميرسي ميگي با يه
چيز جمله بساز![]()
-----------------------------
شنيديد دعاي زنجانيا چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ميگن اي خدا زنجانم نشد پايتخت به ما بگن بچه تهرون
-------------------------------
آبادانيه داشته لب كارون با آستين كوتاه راه ميرفته يه بسيجيه بهش گير ميده
چرا آستين كوتاه پوشيدي آبادانيه به بسيجيه ميگه ولك به روح اعتقاد داري
بسيجيه ميگه اينا چيه چرا آستين كوتاه پوشيدي آبادانيه ميگه به روح اعتقاد
داري خلاصه كلي كل كل ميكنن و آخرش بسيجيه ميگه اعتقاد دارم منظور
آبادانيه ميگه خوب ك..رم تو روحت تواين گرما پس كاپشن بپوشم
--------------------------
دو تا ترك بودن سر اينكه كدوم وسط بخوابن دعواشون ميشه![]()
------------------------------
خوب اینم از این جوک ها شما که یه نظر نمیدین چه فایده داره
منم هی پشت سر هم پست میدم شاید یکی نظر داد ولی میبینم نه...
همیشه بخندید خداحافظ![]()
با سلام خدمت شما بچه های خوب
امیدوارم که من رو ببخشین چون اکثر جوک ها +۱۸ سال هست
اگه ناراحتتون میکنه لطفا بگین
و اگه می خندین بگین تا جوک های بیشتری بذارم.
یه سری جوک براتون آماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد و بخندید.
به زودی یه صفحه درست می کنم که شما ها بتونین به راحتی به جوک
های مورد علاقتون دسترسی داشته باشین
ایناهاشن:
با عرض معذرت+۱۸ سال
تركه ميره داروخونه ميخواسته كاندوم بخره، روش نميشده.
آخر ك...رش رو درمياره ميگذاره رو پيشخون، ميگه: خانوم قربون محبتت! اينو
واسه ما جلدش كن
------------------
+۱۸
تركه عروسي ميكنه، هفتة بعد
دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!!
دكتره ميپرسه: چند وقته
ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفتهست!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من،
اين كُ..ه مايكروفر
كه نيست
-----------------
شرمنده اینم +۱۸
به تركه ميگن اتوبوس هل دادي
ميگه نه ولي يه دفعه هول شدم
تو اتوبوس دادم
----------------
+۱۸ فکر کنم تکراری باشه ....
قزوينيه رو با ك...ر
لهولورده و درب و داغون ميبرن اورژانس. دكتر شيفت ازش ميپرسه: بابا چه
بلايي سر خودت آوردي؟! قزوينيه با حال زار ميگه: بالام جان، مگه من اون مادر
ق...بهاي كه رو ديوار عكس كان كشيده بود پيدا نكنم
----------------
چه عجب آقا بهنام یه جوک سالم پیدا شد تو این دیکشنری جوک شما!!!!!!!!
به تركه ميگن با آجر جمله بساز
ميگه اهكي فكر كردي من خرم با آجر جمله نميسازن
خونه ميسازن
-------------------
دو تا ترك با يه فارس دعواشون ميشه فارسه
يه كم تركارو ميزنه ودر ميره تركام به دنبالش
يارو فارسه ميره تو يه بيابوني ميبينه تركا الان ميرسن
يه در ميبينه دررو ورميداره پشتش قايم ميشه تركا سر
ميرسن و شروع ميكنن به در زدن و فحش دادن اگه
مردي بيا بيرون خلاصه يارو فارسه هي پشت در
به اينا ميخنديده يه دفعه يكي از تركا ميگه لامصب
ديوارم نداره ازش بريم بالا بگيريم بزنيمش
----------------------
ميدونيد خر يه طبقه به كي ميگن؟؟؟؟؟؟؟؟
به يه ترك تنها
ميدونيد خر دو طبقه به كي ميگن؟؟؟؟؟؟؟؟
به يه ترك كه رو خر سوار شده
ميدونيد خر سه طبقه به كي ميگن؟؟؟؟؟؟؟؟
به يه ترك كه بچه به بغل رو يه خر سوار شده
ميدونيد خر چهار طبقه به كي ميگن؟؟؟؟؟؟؟؟
به يه ترك كه بچه به بغل رو يه خر سوار شده ورو قبر باباش وايستاده
-------------------------------
يارو تركه يه پيت گذاشته بود جلوش و هي بهش
نگاه ميكرد يكي ميرسه ميپرسه فلاني چرا داري
به اين پيت نيگاه ميكني ميگه ميخوام ببينم اينقده
ميگن پيتزا پيت چه جوري ميزاد
--------------------------------
يه يارو ميرسه به رفيقش ميگه با گوهر جمله بساز
ميگه تو گو هر دفعه به ما ميرسي ميگي با يه
چيز جمله بساز
-----------------------------
شنيديد دعاي زنجانيا چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ميگن اي خدا زنجانم نشد پايتخت به ما بگن بچه تهرون
-------------------------------
آبادانيه داشته لب كارون با آستين كوتاه راه ميرفته يه بسيجيه بهش گير ميده
چرا آستين كوتاه پوشيدي آبادانيه به بسيجيه ميگه ولك به روح اعتقاد داري
بسيجيه ميگه اينا چيه چرا آستين كوتاه پوشيدي آبادانيه ميگه به روح اعتقاد
داري خلاصه كلي كل كل ميكنن و آخرش بسيجيه ميگه اعتقاد دارم منظور
آبادانيه ميگه خوب ك..رم تو روحت تواين گرما پس كاپشن بپوشم
--------------------------
دو تا ترك بودن سر اينكه كدوم وسط بخوابن دعواشون ميشه
------------------------------
خوب اینم از این جوک ها شما که یه نظر نمیدین چه فایده داره
منم هی پشت سر هم پست میدم شاید یکی نظر داد ولی میبینم نه...
همیشه بخندید خداحافظ![]()
من بازم اومدم و یه سری جوک براتون آماده کردم
بخونین و حال کنین:
فقط یه چیزی بگم که نظرات خیلی کمه سعی کنید بیشتر نظر بدین.
جوک های ارسالی شما رو هم با نام خودتون تو وبلاگ میذارم
پس یه ذره جوک بفرستین باشه
اینا:
-------
تركه به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني،
ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم
-----
تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟
يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم
---------
يه روز تركه با زنش ميره سينما
توي فيلم يه گاوه داشته مي دويده طرف تماشاگرا
تركه شروع مي كنه به فرار كردن
زنش مي گه كجا مي ري چرا فرار مي كني بابا اين فيلمه
تركه بر مي گرده مي گه : والا من مي دونم فيلمه ،گاوه كه نمي دونه
-------------
يه روز يه خانم حامله ميره دکتر. به دکتر ميگه آقای دکتر راه ادرارم بند اومده.
دکتر يه سونوگرافی برای خانم مينويسه . بعد از سونوگرافی معلوم ميشه بچه پتروس بوده.
------------------
+۱۸ سال =توجه خطر جو گرفتگی وجود دارد
يه مسيحيه با يه تركه قرار ميزارن زن همديگر رو بكنن! تركه به زنش ميگه:
يارو كه اومد اتاق بهش بگو يا عيسي مسيح ! طرف پشيمون ميشه! زنه
همين كار رو ميكنه و مسحيه پشيمون ميشه! از اون طرف مسيحيه به زنش ميگه
هر وقت تركه اومد تو اتاق بهش بگو يا علي! طرف شرمنده ميشه نميكنه! تركه
ميره تو اتاق زن مسيحيه زنه ميگه يا علي! تركه شلوارشو در مياره ميگه :
علي يارت! لنگو بده بالا!!
---------------
اینو +۱ سال بخونن گریه میکنن
به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي
-----------------
+۱۸
قزوينيه يه بچه خشگل بلند كرده بوده، پاي معامله كه ميرسن قزوينه ميگه:
ببين بالام جان، اگه بزاري توش بزارم 50 تومن بهت ميدم اگر هم بزاري لاش بزارم
100 تومن بهت ميدم. بچهه هم پيش خودش ميگه: عجب نرخ خوبيه! بزار يه لاپا بهش بديم 100
تومن كاسب بشيم. خلاصه تا وارد عمل ميشن قزوينيه امونش نميده و تا دسته ميكنه تو ماتحت
بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو ميكشه بالا ميگه: خواركسده مگه قرار نبود لا
پام بذاري؟! پس چرا كردي توش؟! قزوينيه ميگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جيبم ديدم
50 تومن بيشتر ندارم!
-------------------
+۱۸
زوينيه يك تريپ بچه خوشگل بلند ميكنه، ميبره خونه. خلاصه واسه اينكه مخ بچه رو بزنه،
ميره آلبوم خانوادگيشون رو مياره، شروع ميكنن با هم تمشا كردن و درضمن قزوينيه واسه
پسره تعريف ميكرده كه: بالام جان، اينو كه ميبيني، پسر خالمه... من كردمش، مهندس
شد! اين يكي رو كه ميبيني، پسر داييمه، اينم من كردم، دكتر شد!! خلاصه همين طور
يكي يكي ملت فاميل رو نشون پسره ميداده و ميگفته كه من كردمش و فلان كاره شد،
يهو مادر قزوينيه از آشپزخونه داد ميزنه: بالام جان، اگه ميده بكن... اگه نميده هم
بيخود فاميلو كوني نكن!
-----------------
يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه.
خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد!!!
------------------
+۱۸
يك بابايي كيرش خيلي بزرگ بوده بهش ميگن تو فلان جنگل استراليا يك قورباغه هست
، كه اگه بتوني ازش يك سوال بپرسي كه بگه نه، واسه هر يك نه پنج سانت كيرت كوتاه
ميشه. خلاصه يارو با هزار بدبختي و مصيبت خودشو ميرسونه به قورباغهه، ازش ميپرسه
: خاله قورباغه، زن من ميشي؟! قورباغهه ميگه: نه و يهو كير طرف پنج سانت كوچيك ميشه
. يارو يك نگاه ميكنه، ميبينه هنوز خيلي بلنده، باز ميرسه: خاله قورباغه زن من ميشي؟
باز قورباغهه ميگه: نه و كير طرف پنج سانت ديگه كوچيك ميشه. يارو يك نگاه ميكنه،
ميبينه تقريباٌ خوبه، ولي يك پنج سانت ديگه جا داره كوتاه شه. دوباره ميپرسه: خاله
قورباغه، زن من ميشي؟ قورباغهه حوصلش سر ميره، ميگه: گفتم كه، نه نه نه نه نه!
------------------
سوسكه به خودش نارنجك ميبنده ميره زيره دمپايي!!
----------------------
قزوينيه توي يكي ازين محلههاي پرت، كنار يك درخت تق يكي از اين بچه رديفارو
ميگذاشته، يهو اماكن و نيروي انتظامي و پليس 110 همه محاصرش ميكنن!
قزوينيه داد ميزنه: بالام جان چه خبره؟! هولم كرديد گذاشتم به كان بچه مردم؟!
--------------------
ترکه میره مکه
میره سرشو میکنه توی سوراخ حجرالاسود و میاد اون سنگ سیاهو ببوسه .
یهو سرش گیر میکنه
هول میشه میگه :
خدایا غلط کردم
تو رو خدا منو نخور
------------------
تركه ميفته تو جوب، سند ميگذاره مياد بيرون!
-----------------
به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه
تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه:
نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف ميكنه، ميگه: باباجان بخاري
زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم ميكنه؟ تركه ميگه
: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!
---------------
تركه ميخواسته بره شكار گوريل، با خودش يك تفنگ و يك سگ و يك گوني برميداره.
رفيقش ميپرسه: بابا تو مگه چجوري گوريل شكار ميكني كه اين همه چيز بيربط لازم
داري؟ تركه ميگه: ببين، من ميرم بالاي درخت گوريله رو قلقلك ميدم، گوريله ميافته پايين
، سگم ميره تخماشو گاز ميگيره، منم ميندازمش تو گوني! رفيقش ميپرسه: خوب پس
تفنگ رو واسه چي ميبري؟ تركه ميگه: خوب آخه ممكنه گوريله منو پرت كنه پايين!
-------------------
قزوينيه داشته واسه رفيقش تعريف ميكرده كه: بالام جان ديشب رفته
بوديم عروسي، جات خالي مختلط مختلط، مرد و پسر قاطي!
-------------------
خوب فکر کنم دیگه بسه منم دیگه خسته شدم
شما هم که هی میاین می خونین و نظر نمی دین
یه ذره بدین تا منم بدونم دارم برای کیا کار انجام میدم
اگه کاری ندارین فعلا خداحافظ.
راستی من از این به بعد سعی میکنم که جوک های ترکی را با لهجه شیرین ترکی
بگم البته من خودم ترک نیستم ولی اینجوری خنده اش بیشتره مگه نه؟
اینم ادامش:
-----------
غضنفر و دوست تهرونيش تو خيابون راه ميرفتن. يهو غضنفر يه دوريالی پيدا ميکنه
به دوستش ميگه با اين دوزاری چيکار ميشه کرد؟
ميگه: ميشه باهاش تلفن کرد.
غضنفر دوزاری رو ميذاره درگوشش و ميگه:الو...الو...الو...!
--------
يه ترکه ميگن نظرت در مورد ازدواج چيه؟
به نظر من ازدواج بايد فاميلي باشی.
ميگن چرا ؟
چون تمام خانواده ما ازدواج فاميلي كردند.
مثلا داييم زن داييمو گرفتی، عموم زن عمومو گرفتی
--------
يه روز سه تا آباداني داشتن بره هم خالي ميبستن
بعد اوليه ميگه من حضرت عيسي هستم و ميتونم مرده رو زنده كنم!
دوميه ميگه من حضرت موسي هستم و ميتونم عصامو تبديل به يه مار كنم!
هي صبر مي كنن ميبينن سوميه هيچي نميگه هيچ خالي نميبنده!!!
بعد ازش مي پرسن تو چرا حرف نميزني؟!؟!؟!
ميگه : تا حالا ديدي خدا حرف بزنه؟؟؟!!!؟؟؟!!!؟؟؟!!!(خیلی خنده دار بود)![]()
-----------
يارو داشته با بچش بازي ميكرده، هي بچه رو پرت ميكرده بالا،
تو هوا مي گرفتدش
يه بار بچه رو خيلي ميندازه بالا ، بچه ميفته تو خونه
غضنفر اينا غضنفر هم بچه رو مياره ميگه : ايندفعه آوردم، ولي اگه دفعه
ديگه بندازي پارش ميكنم
-----------
به تركه میگن برا چی زنتو با چاقو کشتی میگه اخه وضع
مالیم خوب نبود تفنگ بخرم
---------
رکه میخواسته آب بخوره ، آب نبوده تیمم می کنه
--------------
و آخرین جوک اینکه منتظر نظرات زیبای شما هستم
هی هی هی هی هه ه ه ههههه![]()
خداحافظ![]()
![]()
بعد میبینمتون
هوی صبر کن کجا میری یه دونه توی ته پاکت جوکم مونده اونم ببر حال کن:![]()
---
به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه:
نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!
دیگه واقعا خداحافظ![]()
با یه سری جوک اومدم که حال کنید و از اونایی که نظر دادن هم ممنونم.
اینم یک کیلو جوک شما=۲۰جوک:
:
يه يارو يک دستش را از دست می ده خيلی ناراحت بوده.خلاصه
تصميم می گيره خودکشی کنه.موقع خودکشی يه مرد را می بينه
که دو دستش را از دست داده و خيلی شنگول داره می رقصه .
ميره از يارو می پرسه
:« تو که دوتا دست نداری انقدر شنگولی و بالا پايين می پری؟» يارو می گه:«
تو هم اگه دو تا دست نداشتی و آقا دايی ات می خواريد همين کار را می کردی.»
---------
يه روز يه اصفهانی تو حجله اش تو بازار اصفهان داشته کوکو می خورده
يه دفعه رفيقش سر می رسه .به طرف می گه:«کوکوی
يک روز مانده می خوری؟» رفيقش ميگه:«آره».اصفهانيه هم می گه :
«پس برو فردا بيا.»
-----
افسره جلوي يك ماشين رو ميگيره، به راننده ميگه: جناب شما به
خاطر بستن كمربند ايمني، پنجاه هزار تومن از طرف انجمن حمايت از ايمني راهها
جايزه برديد. حالا ميخوايد با اين پول چيكاركنيد؟ يارو ميگه: فكر كنم باهاش برم
گواهينامم رو بگيرم! يك زنه كنار دستش نشسته بوده، ميگه: گوش نكنيد جناب
سروان، اين شوهر من وقتي مسته يك بند چرت ميگه! تو صندلي عقب، يك يارويي
خواب بوده، ازين سر و صدا بلند ميشه، ميگه: من همون اول گفتم با ماشين
دزدي نميشه فرار كرد!! يهو يك نفر از تو صندوق عقب داد ميزنه: ببينم بالاخره
از مرز گذشتيم يا نه؟!
---------------
ترکه ميره خاستگاری تا بر ميگرده دوستاش بش می گن
خوب چی شد؟ اونم در مياد ميگه ۵۰ ۵۰ ميگن چه طور ميگه
راستش ما ميگيم آره اونا ميگن نه
-------------
+۱۸ سال است زیر ۱۸ نخوانند میخوان بخوانند اصلا به من چه ....
پسر تركه ميره پيش يك افسره پليس، ازش ميپرسه:
ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: ده دقيقه به ده. ميگه:
ساعت ده بيا بكنمت! بعد هم ميزنه به چاك، افسره هم ميفته
دنبالش. پسره ميدوه تو خونشون، درو پشت سرش ميبنده.
پليسه در خونه رو ميزنه، تركه مياد دم در، ميگه: بعله؟ افسره نفس-نفس زنان ميگه:
آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بيا بكنمت!! تركه
هم ميگه: خوب بابا چه خبرته؟! هنوز كه پنج دقيقه مونده!
-------------
+۱۸ سال است نخون ۱۲.۱۳.۱۴.۱۵.۱۶.۱۷.۱۸ساله بابا بخون بیخیال
يارو تهرونيه ميخواسته سر به سر رفيق تركش بگذاره، بهش ميگه:
دويدم و دويدم، به خونتون رسيدم، ازرو ديوار پريدم، خوارتو من گاييدم!
تركه هم ميگه: منم اومدم خونتون، ننتو گاييدم! تهرونيه ميگه: برو بابا!
اين كه وزن نداره! تركه ميگه: بجاش حقيقت كه داره!
-------------------
تركه مسافر كشي ميكرد . يه جا يه زنه بهش گفت :
آقا ، ببخشيد ، كريمخان ميريد . تركه گفت : اه ، خوب معلومه ،
اگه نميريد كه ميتركيد!!!
------------
تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟
يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟
يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا
كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد
تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!
-----------
يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس.
بعد از چند لحظه،
چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه:
ولش كنين ببينم چي ميگه
-----------
تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه...
تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون
كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين
واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي
بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟
---------
يه تركه رستوران داشته ظهرا مي بسته ميرفته نهار
بروبچ دیگه خیلی خسته شدم ماشاالله شما هم که جوک خورتون خوبه
یه چند تا جوک طلبتون بعد میام.
از همه کسانی که نظر دادن متشکرم.
بازم نظر بدین جوک هم بفرستین.
با یه سری جوک اومدم که کلی بخندونمتون.
فقط ناراحت نشین بعضی از جوک ها ممکن تکراری باشن.
خیلی ممنون..
اینا:
دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم
كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن،
من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، گاو اولي هم گوشش گير
ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن
من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه.
خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون
بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال
من سياهه مال تو!!!
ـــــــــــــــــــــــــ
يه روز يه ترکه پليس ميشه ، دنبال دزد ميکنه ازش جلو ميزنه
ــــــــــــــــــــ
به ترکه میگن از بابات یه عکس داری میگه آره رو دیواره
یارو دیوار رو نگاه میکنه میبینه عکس یه گورخر هست!!!میگه این که عکس یه گورخر !!
ترکه میگه آخه بابام یوونتوسی بود
ــــــــــــــــــــــ
يه گزارش گر فوتبال رفت گزارش بگيره ، رسيد به يه
يارو اوايی . پرسيد: "اگه فوتباليست بودی چيكار ميكردی"
گفت: "اگه فوتباليست بودم توپ رو ميگرفتم شروع ميكردم
به دريبل كردن ، اولی رو دريبل ميكردم ، دومی رو دريبل
ميكردم ، سومی ، چهارمی ، پنجمی ... دهمی رو دريبل
ميكردم ،دروازه بان روهم دريبل ميكردم ، بعد ميزدم تو اوت"
گزارش گر گفت:"چرا ميزدی تو اوت" . اوايی گفت :
"آخه صد هزار نفر با هم ميگن ك ی رتو ك و ن ت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لره يه بچه بی تربيت داشت . وسط مجلس يهو ميگفت:
" ننه ، ننه ، ان دارم ، ان دارم " ننش که ديگه شاکی شده بود
يه روز بهش گفت " بچم ، هر موقع ان داشتی بگو 1 دارم هر
موقع جيش داشتی بگو 2 دارم" خلاصه ، تو يه مجلس بچه انش
گرفت و يادش رفت شمارش چند بود . داد زد " ننه ، ننه ، اون که
ان بيد ، چند بيد ؟ ...
به يه ترکه ميگن خر بهتره يا گاو؟ ميگه گاو. ميگن چرا؟ ميگه
خوب آدم که از خودش تعريف نمیکنه
به يه ترکه ميگن چرا داروهات رو به موقع نمیخوری؟ ميگه آخه میخوام ميکروبها
رو غافلگير کنم!
معلمه به شاگردش ميگه برو يه مورچه نر پيدا کن وردار بيار. بچهه فرداش يه
مورچه مياره معلمه ازش ميپرسه خوب تو حالا از کجا فهميدی که اين
مورچهه نره؟ بچهه ميگه آخه جلوی مدرسه دختروونه پيداش کردم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ترکه بیکار بوده میگن برو تهرون توی تهرون پول ریخته
میاد تهرون ازاتوبوس میخواسته پیاده شه اتفاقآ یه هزار تومنی
جلوی دراتوبوس افتاده بوده
ه نفس عمیق میکشه میگه : امروزکه خسته ام باشه ازفرداجمع میکنم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
دو نفر شيرهاي درددل ميكردند و از مشكل لاينحل يبوست ميناليدند.
اولي گفت: اشمال آقا، راشتشو بگو... تو شالي چند دفعه مي ري مشتراح؟
اسمال آقا گفت: دروغ شرا... بهار يه دفعه... تابشتون يه دفعه... پاييز يه دفعه...
زمشتون هم يه دفعه...! اولي گفت: خوب پدر شگ... يه دفعه بگو اشهال دارم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه روز ترکه در یخچال رو باز میکنه ، بعد یه ژله شروع میکنه به لرزیدن
ترکه میگه : تنرس بابا با تو کاری ندارم ، اومدم پنیر بخورم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ه روز یه ترکه از دره می افته گیم اور میشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تركه دو تومنيش ميفته تو جوب، يه پنج تومني از تو جوب ور ميداره،
سه تومن ميندازه تو جوب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آقایون و خانوما حالا که این جوک ها رو خوندین و حال کردین.
باید بهتون بگم که جوک گرون شده یعنی من کلی وقتم رو بذارم
و کلی تایپ کنم و بیام ببینم یه نفر نظر داده.
به هر حال جوک ها شدن کیلویی ۳ نظر یعنی ۲۰ جوک
در قبال ۳ نظر شما (یه نفر هم میتونه ۳ نظر بده) این قیمت جوک که
هر روز میره بالا و شما باید یه ذره پر کار تر باشین
خیالتون جمع من کلی جوک بلدم که اگه از الان
تا روز قیامت براتون بگم باز بلدم فقط به شما بستگی
داره یعنی به نظرات شما.
راستی یه بخش تالار گفتمان هم راه اندازی شده
تا شما بتونین جوک هاتون رو اونجا بگین
امروز من خیلی رو وبلاگ کار کردم و خیلی چیز ها اضافه کردم
امیدوارم که روزی خوش /شبی خوش براتون باشه
و همیشه خندون باشین و بخدونین و به وبلاگ ما سر بزنین
فقط قیمت جوک ها یادتون نره.
۲۰ عدد=یک کیلو-قیمت=۳نظر
در آخر هم از لیلا خانوم برای اینکه نظر دادن
ممنونم و امیدوارم همه مثل ایشون باشن.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام دوستان اگه از مطالب وبلاگم خوشتون اومد شما
هم چیز هایی رو که به ذهنتون می رسه که باور نکردنی
و خنده دار اند در قسمت نظرات برای من بنویسید تا به اسم
خودتون تو وبلاگ بنویسم .
دوستان فقط توجه داشته باشید که شخصیت های این مطالب خیالی هستند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حالا این مطالب رو بخونین:
یه روز سوار هواپیما شدم همونجوری که می رفتیم در کمال نا باوری
دیدم خلبان یه گوشه تو آسمون پارک کرد و گفت: مسافرین محترم می توانید
برای تنفس از هواپیما خارج شوید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه روز منو عموم با موتور داشتیم تو یه جاده ی گل آلود می رفتیم که ناگهان تو
یه چاله پر از گل و لای افتادیم عموم سعی کرد با کشیدن موهای خود -خود و من
و موتور را از توی چاله در بیاره.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خواهر من دختر دلسوز و مهربونی هست و برای موسسه خیریه فعالیت می کنه
یادمه پارسال تو جریان زلزله بم قلبشو با کمال تواضع به یه زلزله زده
اهدا کرد و الان هم از کارش راضیه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه شب وسط مرداد ماه رفتم تو آشپزخونه در یخچال رو باز کردم که
آب بخورم ناگهان در کمال ناباوری یه پنگوین از تو یخچالمون پرید بیرون.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه روز با مادر بزرگم اینا رفته بودیم دریا برای شنا که یکدفعه
مامان بزرگم تو آب ته نشین شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه بنده خدایی تو محلمون مسافر کش بود خیلی بی پول بود بدبخت می زنه
موتور ماشینش می سوزه از اون به بعد دو تا سوراخ کف ماشینش ایجاد کرده بود
مسافرا که سوار ماشین می شدن پاهاشو می کرد تو اون دو تا سوراخ ماشینشو
می پوشید و تا مقصد می دوید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه روز مامانم گفت برو شیشه ی ادویه رو بیار من شیشه ی ادویه رو برداشتم
سرش رو باز کردم یک دفعه بابام از شیشه اومد بیرون گفت پسرم دستت درد نکنه پسرم
من الان دو ساله این توام.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه را در پایین بخونید.
۱۲۰ تا سرعت میریم پسر خالم فکری کرد و گفت این که چیزی
نیست بابای من یه مرغ خریده خودش و من و داداشم روش
سوار می شیم باهاش ۲۰۰ تا تو شهر سرعت میریم. ![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارسال عید ماهی قرمز خریده بودم هر وقت می رفتم آب تنگش
رو عوض کنم خودش از تو تنگ پیاده میشد یه گوشه سرپا وایمیستاد
وقتی که آب جدید تو تنگ میریختم خودش می پرید توش.![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
معلم پارسالمون از دست یکی از بچه های کلاس اونقدر عصبانی
شده بود که یک دفعه دماغش افتاد.![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه روز تو خیابون داشتم می رفتم داوود خطر و سیا از کنارم رد شدن.![]()
![]()
![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه روز رفته بودم خونه سالمندان مثلا کار خیر کنم یه پیرزنی از
من خواست ببرمش پارک با هم رفتیم پارک پیره زنه به من گفت بریم
الاکلنگ سوار شیم من دلم نیومد دلش رو بشکنم اون سوار الاکلنگ
شد همینکه من سوار شدم چون وزنم از اون بیشتر بود پیرزنه
رفت هوا و از اون تاریخ دیگه کسی اون رو ندیده.![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه روز تو قبرستون بودم داشتم فاتحه می خوندم واسه
یکی از اموات یهویی دیدم یه نفر رو دارن دفن می کنن رفتم
جلو نگاه کنم یارو مردهه به اطرافیانش میگفت چرا کفنم
رو اتو نکردین بعد نفس گرفت و رفت تو قبر و به قبر کنها گفت حالا.![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه روز هاچ زنبور عسل اومد پیشم بهم گفت : می دونی چرا من مادرم
رو پیدا نمی کنم ؟ چون هر وقت می بینمش از دور منو می بینه و
می گه وای باز این پسره داره میاد.![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قابل توجه دوستداران جوک:![]()
در این وبلاگ جوک های جدید اضافه میشود ![]()
و شما میتوانید هم اکنون چندین جوک را در دو پست قبلی مشاهده
کنید.![]()
خودتون هم جوک دارین برای ما بفرستین![]()
از شما ممنونم ![]()
بهنام